تبليغاتX
مرجان دریایی

مرجان دریایی

از هر دست بدهی , از همان دست پس می گیری

به استحضار دوستان عزیز می رسانم که برای تحولی شگفت انگیز آماده باشید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 4:43  توسط فرزاد  | 

اهمه چیز تو مرا منقلب می کند:

 

شانه های سرو سپیدت در زیر مهتاب لرزیدنت در سرمای سپیده دم ،

انبوه گیسوانت،که مرا به یاد عبور نسیم از میان گندم زار می اندازد ،

زیبا رنگ چشمانت،که مرا وامیدارد تا به امواج کف آلود دریا فکر کنم ،

سرخی لبهای بوسیدنی ات که تداعی کنندۀ اولین شکوفه های گیلاس است ،

حرکاتت،که یاس پیچ مرا عطرآگین می کند ،

قلبم،چون میوه ای لبریز از آفتاب است که از فرط نور شکاف بر می دارد ،

زبانم از خوشبختی بند می آید و از خود بی خود می شوم ،

ای آنکه پیکان پروردگار عشق بر تو کارگر نیست ،

زیرکی الهۀ شکار را از کجا آورده ای که طلسم کودکانه ی عشق تو را نمی بندد و

در محاصرۀ سخنان عاشقانه نمی افتد ،

حمله ی نگاه های اغواگرم را چگونه دفع می کنی؟

 تویی که نمایان هستی در زیبایی  دنیا زیرا با مرگ تو زیبایی نیز می میرد.

آری من هر دم ساعتی پیش از اینکه خورشید مقدس از دریچه ی مشرق سربرآورد

تو را می خوانم،

تنها تو را.................!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 5:25  توسط فرزاد  | 

 

goftam: to shirine mani.........gofty: to farhadi magar?..........goftam: kharabat mishavam..........gofti: to abadi magar?...........goftam:nadadi del be man..........gofty: to jan dadi magar?............goftam: ze kuyat miravam......gofty: to azadi magar?.........goftam: faramusham makon.........gofti: to dar yadi magar?............goftam: khamusham salha............gofti: to faryadi magar?...........goftam: ke in offo bekhun..........gofty: ke allafam magar?............

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 10:12  توسط فرزاد  | 

پرنده های قفسی

 

 

پرنده های قفسی ،عادت دارن به بی کسی

عمرشونو تو بی همنفس،کز می کنن کنج قفس

نمی دونن سفر چیه،عاشق دربدر کیه

هر کی بریزه شادونه ،فکر می کنن خداشونه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 5:29  توسط فرزاد  | 

 

غمهايت را روی شن بنويس تا باد آنها را با خود ببرد

 

 شاديهايت را روی سنگ بنويس كه هيچوقت تنهايت نگذارد

 

 هرگز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گريان نکن

 

 فرشته‌ها وجود دارند، اما بعضی وقت‌ها چون بال ندارند، ما بهشون ميگيم دوست

دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

و من خوشحالم که تو دوست منی  پس تنها نیستم .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 8:5  توسط فرزاد  | 

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را

 

تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني .  

 

صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 7:21  توسط فرزاد  | 

اشک

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 7:12  توسط فرزاد  | 

تقدیمی

 

 

gonah az ke bod az siyahi cheshmane to ya az begharary del man

 

ghasam be khoday aftab ke chon goy che sarha ke be chogane to bakhtam va che shabhayi ra ke ba yade larzeshe pahlohayat be sobh resandam peshe man hameshe asheghe bode ast

 

 

gonah az ke bod az kamane abrovane to ya az tamaee ke man be dahanat dashtam ghasam be khoday seb ke man tarke eshgh o shahd o saghar nakhaham kard hanoz ham daghe akharen bose nabe to ra bar lab hayam hes mekonam

 

 

gonah az ke bod az khame gesovane to ya az man ke alame eshghat ra bar bame samavat bordam

 

 

ghasam be khoday shab ke gar tabasome bokone bene ke chegone khaham mord

 

 

با تشکر از  س ق 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 7:54  توسط فرزاد  | 

violin

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 10:5  توسط فرزاد  | 

دلبری دارم که از گل بهتر است
صورتش از برگ گل نازکتر است
گفتمش دلبر کجا بوسم که بهتر است
بگفتا هرجا که دانی بهتر است
آنقدر بوسیدمش تا خسته شد
خسته از بوسیدنم پیوسته شد
خواست لب بر شکایت باز کند
لب نهادم بر لبش تا بسته شد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:25  توسط فرزاد  | 

متن ادبی

زندگی رسم خوشایندی است.

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ، پرشی دارد اندازه ی عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه ی مسدود هواپیماست.

خبر رفتن موشک به فضا،لمس تنهایی ماه،

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.

زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکه ی دهشاهی در جوی خیابان است.

زندگی مجذور آینه است.

زندگی گل به توان ابدیت،

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست.

زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 4:3  توسط فرزاد  | 

for you

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 20:49  توسط فرزاد  | 

پیشان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 8:2  توسط فرزاد  | 

کودکی غرق در تنهایی

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 19:14  توسط فرزاد  | 

دوستی ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست.

دوستی آنست که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نمی شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 10:35  توسط فرزاد  |